تبلیغات |
موفقیت آنلاین موفقیت را انتخاب کنید درباره وبلاگ مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ نویسندگان برچسبها لینک های مفید چت باکس دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : khalagh
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و آرزوی بهروزی و قبول طاعات و عبادات برای شما دوستان عزیز در این ماه پربرکت. گفتیم که در این پست به راهی عقلی از راه های خداشناسی می پردازیم.ابتدا فواید برهان های عقلی را بیان می کنیم تا از اهمیت این براهین آگاه شویم.لازم به ذکر است که راه عقل عموما با اصول و قواعد فلسفه پیوند می خورد و فهم آن برای عموم یعنی افرادی که دستی در فلسفه ندارند دشوار است,اما طبق قولی که داده ام تمام سعی خود را می کنم تا این برهان را نیز بصورت ساده و قابل فهم و با کمک مثال هایی ساده بیان کنم. خوبی استدلال های عقلی این است که افرادی که نسبت به مباحث خداشناسی دید خوبی ندارند را از راه عقلشان ارضا می کند و اگر هم نکند و در هدایت منکران لجوج و متعصب(که بخاطر تعصب کورکورانه از تعقل و تفکر خارج شده اند)توفیق نیابد دست کم از تاثیر شبهات آنان در دیگران جلوگیری می کند و نامعقول بودن دلایل ملحدانه آنان را آشکار می کند.بهمین علت ادله عقلی در مقام مناظره با منکران وجود خدا کارایی بیشتری دارند و به همین دلیل هنگامی که برخی مناظره های امامان معصوم را می خوانیم می بینیم که از استدلال های عمیق و ژرفی برای اثبات حقانیت خود استفاده می کرده اند. ممکن است فکر کنید چون ما از طریق فطرت و از درون با خدا آشنا شده ایم پس آوردن استدلال عقلی بر وجود خدا کاری بیهوده است اما این پنداری صحیح نیست زیرا: 1.استدلال عقلی در تقویت ایمان دینی موثر است چون هرگاه عقل ما در برابر مطلبی سر تعظیم فرود بیاورد و به آن گردن نهد قلب و دل ما گرایش بیشتری به آن پیدا می کند. 2.ایمان دینی ما اگر تنها بر عواطف ما استوار باشد در مواجهه ما با شبهات تردید آفرین ممکن است دست خوش تزلزل گردد مخصوصا اگر مثل من جوان باشید!و هنوز اعتقاداتتان در ذهنتان محکم نباشد و با این هجوم دروغ های هدفمند در حوزه و دانشگاه برای تزلزل اعتقاداتمان روبرو باشیم. در پست بعدی به امید خدا به بیان برهان وجوب و امکان می پردازیم. نوع مطلب : خدا شناسی، برچسب ها : مقدمه ای، راه های، عقلی، خداشناسی، دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : khalagh
امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرماید :
" آغاز و پایه اول دین شناختن خداست " . اگر دین را به ساختمانی تشبیه کنیم که دارای در و دیوار و سقف و پنجره و شیشه و نقاشی و روکاری و زیرسازی و غیره است باید بگوییم زیر سازی و زیر بنای همه افکار و معتقدات و اخلاقیات و دستورالعمل های دینی خداشناسی است ، و اگر دین را به یک کتاب علمی تشبیه کنیم که دارای بابها و فصلها و قضایا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه است باید بگوییم آن چیزی که به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف دین است خداشناسی است . اگر بنا بشود مجموعهای مصالح بنایی را در یک جا انبار کنیم اهمیت ندارد که کدام قسمت را اول بریزیم و کدام قسمت را آخر بریزیم ، و همچنین اگر بنا بشود کتابی به صورت جنگ و کشکول جمع آوری کنیم فرق نمیکند که کدام مطلب را در صفحه اول و کدام مطلب را در صفحه دوم و همچنین در سایر صفحات بنویسیم ، چون مقصود به وجود آمدن یک جنگ و یک کشکول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ، وقتی هم که بخواهیم اینگونه کتابها را مطالعه کنیم و مورد استفاده قرار دهیم باز فرق نمیکند که از اول شروع کنیم یا وسط یا آخر . اما اگر ساختمانی بخواهیم به وجود آوریم اینطور نیست ، ترتیب دارد و روی حساب معینی باید صورت بگیرد ، و همچنین اگر یک کتاب علمی بخواهیم تألیف کنیم یا بخواهیم مطالعه کنیم از اول باید شروع کنیم و به ترتیب پیش برویم . دینداری اگر بخواهد به صورت صحیح و معقول و منطقی برای کسی پیدا شود باید از پایه توحید و خداشناسی آغاز گردد ، تا این اصل در روح و دل تأسیس نشود سایر قسمتها اساسی نخواهد داشت . رسول اکرم همینکه به رسالت مبعوث گشت و برای اولین بار به میان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشکار کرد چه گفت ؟ آیا گفت نماز بخوانید یا روزه بگیرید ؟ آیا گفت صله ارحام بجا آورید و به یکدیگر ظلم نکنید ؟ آیا گفت فلان آداب استحبابی را در راه رفتن یا نشستن یا غذا خوردن خوب رعایت کنید ؟ نه ، هیچکدام از اینها را نگفت ، گفت : مردم بگویید " لا اله الا الله " تا رستگار شوید .
ادامه مطلب نوع مطلب : خدا شناسی، برچسب ها : خداشناسی، مبنای، انسانیت، دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : khalagh
خداشناسی به چه كار می آید؟ این همه فشار و زد و خورد و غوغاهائی كه در دنیا در ازمنة مختلفه برای خدا شناسی به وجود آمده برای چیست؟ خداشناسی بشر را به چه كار می آید؟ اگر انسان خدا را نشناسد چه عیبی پیدا می شود؟ اگر در این باره نفهمد چه ضرری دارد؟ اثر عمل خداشناسی چیست؟ بشر حال پارچه ای را دارد كه از كارخانه ای بیرون می آید و پارچه پس از این كه از كارخانه بیرون آمد وظیفة خود را انجام می دهد و بالاخره بعد از آن كه كار خود را انجام داد می پوسد و از بین می رود. برای او چه تأثیری دارد كه بداند چه كسی او را ساخته و صاحب كارخانه را بشناسد؟ پارچه اصلا" شعور این را ندارد كه چنین فهمی پیدا كند. فرضاً هم بفهمد چه نتیجه ای خواهد داشت. و باز هم همان حال اول را دارد. اگر بشر خدا را نشناسد چه می شود؟ سالیان دراز است كه وظیفه خود را انجام داده و امور دنیا گذشته است و بعد از این هم می گذرد. چه سودی دارد خدا را بشناسد؟ آیا اگر پارچه صاحب كارخانه را شناخت هدفش فرق می كند و مقامش بالا می رود و اگر نشاخت منزل پیدا می كند؟ خود صاحب كارخانه مخمل را مخمل و كرباس را كرباس كرده. آیا از شناختن صاحب خود ماهیت او تغییر پیدا می كند؟ بلی اگر از حالت كرباسی بیرون آید و تبدیل به مخمل شود می توان گفت به حالش فایده خواهد داشت. اما با این شناسائی ماهیتش تغییر نمی یابد. بشرهم چنین است یكی مخمل است دیگری كرباس. با خدا شناسی وضع آنها عوض نخواهد شد. راستی فایده كدام است؟...... ادامه مطلب نوع مطلب : خدا شناسی، برچسب ها : فایدة، خداشناسی، موضوعات پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
لینک های مفید
|
||
|
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
|